سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

104

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

بالاى آنها را زره‌پوش كرده بودند ، عمّار گفت : تو چه مىخواهى ؟ جواب داد : خون عثمان را ! عمار گفت : خداوند امروز آن ستمگرى را كه طالب ناحق است خوار كند و اين شعر را خواند : فمنك البكاء و منك العويل « 1 » ( 1 ) طرفداران عايشه عمّار را تير باران كردند و على ( ع ) فرياد برآورد : « شما ( اى ياران من ! ) بايستيد تا آنها جنگ را آغاز كنند و فراريها را نكشيد و بر زخميها حمله نكنيد و لباس و اموال را بر خود حلال ندانيد ! » اين دستورها مطابق نظرات فقهى شيعه و سنّى است . در روايتى آمده است كه على ( ع ) به طلحه فرمود : « تو را به خدا سوگند مىدهم ؛ آيا از رسول خدا ( ص ) نشنيدى كه مىفرمود : هر كه را من مولاى اويم پس على مولاى اوست ؟ » گفت ؛ آرى به خدا سوگند ! و بعد على ( ع ) از او جدا شد . ( 2 ) پى كردن شتر سيف بن عمر مىگويد : همين كه آن مردم به هزيمت رفتند ، قبيلهء مضر اطراف شتر را گرفتند و مهار شتر به دست كعب بن سور قاضى بصره بود - وقتى كه عايشه به بصره رسيد او از مردم كناره گرفته بود و در خانه نشسته و در خانه را گل‌آلود كرده بود ( در خانه را به روى خود بسته بود ) به عايشه گفتند : كار شما سامان نخواهد گرفت مگر به‌وسيلهء كعب بن سور ، اين بود كه عايشه خود نزد وى آمد و او را از خانه بيرون آورد - و چون روز سوم شد ، به كعب گفت : اى كعب ! مهار شتر را رها كن و قرآن را نزد ايشان ببر و آنها را به كتاب اللّه بخوان ! و قرآنى به او داد و او قرآن را برد ، مردى از سبائيه از ترس اينكه مبادا بين دو گروه صلح شود ، او را كشت « 2 » و چون كعب را كشتند ، شتر را پى كردند و عايشه را از كجاوه به زير انداختند ، او

--> ( 1 ) در صفحهء 94 ، تمام اشعار را در متن و ترجمه آنها را در پاورقى آورديم - م . ( 2 ) ظاهرا اين مطلب را اوّلين بار طبرى در تاريخ خود نقل كرده است ، على رغم اين كه چندين روايت بر خلاف آن نيز وجود دارد و بگذريم از اين كه بعضى معتقدند اساسا وجود عبد اللّه بن سبا افسانه است و ساختهء سيف بن عمر تميمى است ، با وجود اين ، در منابع آمده است : « سبائيه از فرق غلاة شيعه و پيروان عبد اللّه بن سبا هستند كه او را از نظر